تبليغاتX
مسیح بر کوه زیتون

مسیح بر کوه زیتون

The hell is empty because all the deviles are here. shakespeare

 

 

...

خودم کردم که لعنت بر خودم باد.


یکشنبه سی ام فروردین 1388 |
 

...

به لطف دعای عزیزان و نذر سفره ی حضرت ابوالفضل و خواندن سوره ی "یس" و صلوات فرستادن دوستان و توسل جویی به آقا آمادئوس موتزارت ... سونات را بی کم و کاست اجرا کردم.


شنبه بیست و نهم فروردین 1388 |
 

...

تلفن همراهی که همراه آدم نباشد، بازم تلفن همراهه؟


چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388 |
 

...

بچه ها من خودمم نمی دونم قالب وبلاگم چه جوری عوض شده؟؟

من قالبمو میخوام(گریه)

دیگه اینکه رسیتالم جمعه صبح فرهنگسرای نیاوران ساعت 10 صبح. منم یه قطعه از موتزارت قراره بزنم.

هر کی دوست داشت تشریف بیاره.


سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 |
 

دیدنی ها

بقچه ای به ارتفاع 1ونیم متر رو سقف p.k.

در جاده


سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 |
 

از نصایح

کرم نریز بهر کسی...


یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388 |
 

بازی شماره 2

12 سال بعد خود را چگونه می بینید؟ (به دعوت از سهیل)

خب تا اون موقع قطعا من دوره ی پیانومو تموم کردم و برای خودم یه دفتر دستکی برای تدریس باز کردم. شایدم همزمان باهاش فوق لیسانس ایران شناسی هم قبول شم. (خدا رو چه دیدی؟)

البته یکی از چیزهایی که ازش مطمئنم اینه که حتما رفتم خونه ی شوور! احتمال میدم بعد از 5 سال هم بچه دار بشم و بچم هم پسره.(آخه هر کی منو دیده گفته قیافت می خوره پسرزا باشی!) همین یکیو بزرگ میکنم دیگه بیشتر هم نمیارم.

البته شاید وطنمان را به مقصد کفرستان تغییر دهیم. دوره ی "شوپن نوازی" هم تا اون موقع حتما تکمیل میشه ان شاالله! 

تا اون موقع هنوز با دوستای خوبم رابطه دارمو گه گاهی با هم میریم "گودو" هات چاکلت می خوریم.

(یادم رفت به زندگی عاشقانه ی خودمو شوهرم اشاره کنم!!!!)


شنبه بیست و دوم فروردین 1388 |
 

ستاد روحیه دهی

:" می ترسم قبول نشم... ."

:" نگران نباش از تو خنگ تراش هم قبول شدن."


پنجشنبه بیستم فروردین 1388 |
 

بازی شماره 1

ازم خواسته شده که قوانین زندگیمو بنویسم ... خب منم می نویسم :

1.خنده رو بودن و شاد کردن دوستان و آشنایان

(به نظرم این یه جورایی وظیفه ی منه.)

2."این نیز بگذرد." این جمله رو ملکه ی ذهنم کردم یعنی نه از چیزایی که باعث خوشحالیم می شه نه خیلی خوشحال می شم نه از چیزایی که باعث ناراحتیمه غمگین.

3. لذت بردن از اکنون.

4.داشتن حسن ظن

5.خریدن بعضی چیزا برای خودم به عنوان جایزه

6.خوش پوش بودن

7.غیبت نکردن

8. خدا



چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388 |
 

اندکی تامل

{ همانا بعد از هر سختی  آسانی ست...} یا بعد از هر آسانی سختی ست؟


سه شنبه هجدهم فروردین 1388 |
 

enjoying

هیچ چیز به اندازه ی دیدن گوسفندان و بزهایی که در دشت های کنار جاده چرا می کنند خستگی مرا در نمی کند.

دوشنبه هفدهم فروردین 1388 |
 

منبع قدرت در خانه

ساده اما پیچیده.

کوچک اما پر نفوذ.

زیبا اما بد رنگ.

دیجیتال و دستی در یک زمان.

.

.

.

.

.

.

کنترل تلویزیون.


یکشنبه شانزدهم فروردین 1388 |
 

تبليغات جاده ای

آهن آلات جوانان

شنبه پانزدهم فروردین 1388 |
 

یک وطن پرست

با لهجه ی کردی گفت: " اگر این شمالیا از تهران برن این تهران خلوت میشه!"


چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388 |
 

دین داری

هیچ چیز در مسافرت به این اندازه لذت بخش نیست که...

نمازهای 4رکعتی را شکسته بخوانی... .


سه شنبه یازدهم فروردین 1388 |
 

سال "اصلاح الگوی مصرف"

خب دوستان عزیز حال ندارم به تک تکتون سر بزنم سال نو رو تبریک بگم همین جوری میگم : " عیدتون مبارک."


شنبه یکم فروردین 1388 |
 
 

موضوعات

روز نوشت

تفسیر خبر...!

تلنگر

خرده

لغز

 

پيوندهاي روزانه

...

پرونده

رنگ

pianostreet

free-sheet-music

all about Beethoven

درباره ی بتهوون

ملودی های برگزیده

قور قور

کاخ نیاوران

نوت پیانو

آی طنز

ذهن زیبا

خوابگرد

فرهنگ و آهنگ

خانه ی موسیقی

خبرنامه ی موسیقی

 

مطالب اخير

...

دغدغه

تبلیغات

مشوق

...

او

دایره واژگان

پیشنهاد سازنده

یک هدیه ی زیبا از ...

کمی احساس خرج کنید!

 

آرشيو مطالب

آبان 1388

مهر 1388

شهریور 1388

مرداد 1388

تیر 1388

خرداد 1388

اردیبهشت 1388

فروردین 1388

اسفند 1387

بهمن 1387

دی 1387

آذر 1387

آبان 1387

مهر 1387

شهریور 1387

مرداد 1387

تیر 1387

 
 

پيوند ها

Inner Imago

نیروانا

تراموا

انتزاعی

کدئین

کوته نوشت

یه نقطه ای

اسپایدرمرد

تاکسی

بینگالا

خلوت

توکا

اکوان

قاف

و غیره

شیخ

قاب سفید

تب 40 درجه

زنده به گور

Holy Killer

my minimal mind

کند ذهن بیش فعال

باز هم از سر نو

آقای شکلاتی

آخرین وسوسه های من

مرا آفرید آنکه دوستم داشت

احساس چگونگی مزمن

کتاب های عامه پسند

چشمان کاملا بسته

کوروموزوم نامعلوم

ویارهای پسری آبستن

یه بشقاب اسپاگتی

کلاشینکف دیجیتال

غیر ممکن است

کتاب های صوتی

عمه بتول

ارسلان

هنر ممنوع

باشگاه کتاب

اتوپیا

زاک

maria

R2

پلاچه

بمب

آشوک

زکی پدیا

کاهو سکنجبین

آری بابا در سرزمین عجایب

کمی بیرون قاب قدم بزنیم

عالیجناب هایپ

my view

شبگیر

اندرمال

 

امکانات جانبی

RSS 2.0