|
آگاهی
|
|
|
"به پیسی خوردن" به آن هنگام گویند که یخچالتان به آب سرد کن تبدیل شود.
|
|
چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387
|
|
|
|
| |
|
دایره المعارف
|
|
|
خیار شور: خیاری که از سر تا پا یا از پا تا سر به طور بالفعل شور است. خر مگس: خری که مگس است. (البته بعضی علما عقیده دارند مگسی که خر است چرا که بعضی مگس ها واقعا خر بوده و سرشان را در هر جایی میکنند.) زنبور گاوی : زنبوری که پدر ششمش گاو بوده و مادر پنجمش زنبور ملکه.
|
|
سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387
|
|
|
|
| |
|
حسن ظن
|
|
|
روی تی شرت پسر با ادبی نوشته شده بود : fcuk
|
|
یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387
|
|
|
|
| |
|
پرسش روز
|
|
|
پوشیدن لباس زیر به همراه انداختن گردنبند نشان صلیب توسط بعضی انسان ها چه معنایی می تواند داشته باشد؟ *جشنواره را روز 1شنبه خواهیم رفت.
|
|
شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
|
|
|
|
| |
|
بشتابید بشتابید
|
|
|
منتظر حضور شما در جشنواره ی خیریه ی غذا هستیم. مکان: شهرک اجنبی ها (همون غرب خودمون)- خیابان ایران زمین-کانون قدس (نرسیده به مرکز خرید قدس). زمان: 23-24- و 25 اسفند ماه از 8 تا 4 بعد از ظهر *با حضور شخصیت های معروف و برجسته از جمله نیروانا- سان واکر- عروس خانم آدونیس و ... مسیح بر کوه زیتون. خلاصه اگه اومدین کادوی مارو هم یادتون نره.(ما نقش شریف فروشندگی را داریم و از شنبه صبح هستیم)
|
|
چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387
|
|
|
|
| |
|
مدتی در این مثنوی تاخیر شد...
|
|
|
خب اول به همه یک عذرخواهی بدهکارم به خاطر نبودم و سر نزدن بهتون... . خب عده ای از بلاگفا (ک) لعنتی رفتن (یه نقطه ای) و عده ای هم اسباب کشی داشتن ولی من میخوام سنگرمو حفظ کنم و از خیابون شوشم تکون نخورم. به ما نیومده بریم الهیه (وردپرس و بلاگر) بشینیم ولی دوستان آنجا را دوست میداریم. دیگه اینکه آدونیس گیس بریده هم داره عروسی میکنه و همه خوشحالیم. جدیدا فیلم "بنجامین باتن" رو دیدم و بسیار زیاد از این فیلم خوشم اومد(مرسی سانی). تولدمم که نزدیکه و هدایای نقدی هم قبوله.
|
|
جمعه شانزدهم اسفند 1387
|
|
|
|
| |
|
غير مستقيم
|
|
|
:“زياد منو نخندون چون وضوم باطل ميشه.“
|
|
سه شنبه سیزدهم اسفند 1387
|
|
|
|
| |
|
آيا...؟
|
|
|
تو ای پسر احمق آيافكر كردی اگر بهم بگی :”خانم خوشگله ...” من شمارمو بهت ميدم؟
*دور از جون ذكوری كه اينجا را ميخوانند.
|
|
|
|
| |
|
معادله
|
|
|
اول شخص مفرد + سوم شخص مفرد = سوم شخص مفرد
|
|
|
|
| |
|
قصد ادامه ی مسیر...
|
|
|
داخل مترو صدای اون زنه:"ایستگاه هفت تیر." من:"مسافرین محترمی که قصد خرید مانتو دارند در این ایستگاه پیاده شوند."
|
|
|
|
| |
|
دوستدار
|
|
|
4شنبه ها را دوست دارم چون نه 5شنبه است نه جمعه.ونیز 1شنبه ها چرا که شنبه نیست!
|
|
یکشنبه چهارم اسفند 1387
|
|
|
|
| |
|
با شخصیت!
|
|
|
ماکسیمای مشکی متالیک تمیز و براق منو یاد شوالیه های انگلیسیه قرن 19 میندازه!
|
|
|
|
| |
|
نه به این شوریه شور نه به این بی نمکی
|
|
|
خریدار:"آقا مانتو برای دختر 12ساله دارین؟" فروشنده:"خانم بچه ی 12ساله که این حرفارو نداره یه شرتک پاش کن بیاد بیرون!"
|
|
|
|
| |
|
کودک
|
|
|
روزهایم را با این عشق سر می کنم که شب ها ... "تام و جری" ببینم.
|
|
|
|
| |