|
عقاب
|
|
|
وقتی بچه بودم فکر می کردم عقاب ها دانه و ارزن می خورند. یعنی در واقع فکر می کردم پیرزن های مهربان در پارک برای انها دانه می پاشند. *وقتی فهمیدم گوشت خوارند کاخ آرزوهایم بر باد رفت!
|
|
یکشنبه سی و یکم شهریور 1387
|
|
|
|
| |
|
خیلی عجیب
|
|
|
در یک مهمانی عمه یمان(بزرگه) ما را (من-مامانم-خواهرم) خیلی زیاد تحویل گرفت و دائم تو بشقاب هایمان کباب و جوجه می گذاشت و می گفت :" باید بخورید." *داشتم شاخ در می آوردم.
|
|
|
|
| |
|
افطاری
|
|
|
افطارمان را اینگونه باز کردیم: شیرینی رولت+شکلات+نان و پنیر و گردو+2پیاله سوپ+هندوانه+خورشت بادمجان+دوباره هندوانه. *چیزهایی سر دلمان مانده و سنگینی می کند.w.c از آن موقع شده مونسمان. *فکر کنم باید از عرق نعنا استفاده کنم.
|
|
جمعه بیست و نهم شهریور 1387
|
|
|
|
| |
|
عجیب
|
|
|
خواهرمان سر افطار ناگهان پیتزا و آش رشته را با هم هوس کرد.
|
|
جمعه بیست و نهم شهریور 1387
|
|
|
|
| |
|
پیری
|
|
|
آدم که پیر شود تمام انرژیش در فکش جمع می شود. *فکر کنم خواهرم به پیری زود رس دچار شده.
|
|
جمعه بیست و نهم شهریور 1387
|
|
|
|
| |
|
متولد ماه مهر
|
|
|
عزیزی اردیبهشتی می گفت (با لبخندی خلسه ای):"پسرای مهر خیلی جیگرن." ناخوش احوال شدیم و به ظریف گفتیم اشتباهی بس بزرگ می کند و مثال های زیر رابرایشان زدیم: 1.بابام 2.عموم 3.آقای جنیدی 4.یه بنده خدا 5.مترسک (یه روانی به تمام معنا که مطرود جان را اذیت می کرد.) 6.شجریان 7.دوست پسر قبلیه دختر عمم 8.شوهر عمم *به خانم های متولد مهر ارادت داریم.
|
|
پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387
|
|
|
|
| |
|
تهدید
|
|
|
:"مامان رسیدیم خونه نگیری بخوابیا ... الان میخوام تمرین کنم." *تا رسیدیم خونه افتادمو 2 ساعت خوابیدم.
|
|
چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387
|
|
|
|
| |
|
...
|
|
|
من نمیدانم این مسعود کی میرفته پیش زن دومش که بخواد حامله اش کنه؟؟؟ *از فردا سریال original و بدون سانسور "روز حسرت" همه جا میاد!
|
|
چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387
|
|
|
|
| |
|
دعا
|
|
|
این پست با لحن رهبر خوانده شود: "خدایا بزرگترین آرزوی ما این است که حکومت قرآن و حکومت اسلام روز به روز پایدارتر و مستحکم تر شود!" ملت:"الهی آمین" رهبر:"و آنگاه از این پایگاه شعاع نور اسلام به سراسر جهان پرتو افکند." دوباره ملت:"الهی آمین." الله اکبر... . *این دعایی بود که چند سال پشت هم موقعی که بچه بودم تلویزیون میذاشت.البته فقط تو ماه رمضون. هر کی یادشه دستش بالا.
|
|
چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387
|
|
|
|
| |
|
خوشنویسی
|
|
|
خوشنویسی های صابر در "بزنگاه" با ماژیک است. *بعضیاشم با های لایته.
|
|
چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387
|
|
|
|
| |
|
fashion
|
|
|
با دیدن شبکه ی fashion men فهمیدیم آنها (مستکبران و دشمنان اسلام) الگوی لباس هایشان را از عمله های زحمتکش افغانی کپی می کنند. *مرگ بر ضد ولایت فقیه
|
|
چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387
|
|
|
|
| |
|
گربه
|
|
|
از وقتی که گربه ی پارکینگمون زاییده مامان خیلی هواشو داره.میگه:"شماها نمیفهمین ... گربه ی بیچاره زاییده ... مادر شده... ."
|
|
دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387
|
|
|
|
| |
|
جین ایر
|
|
|
دو شب پیش فیلم "جین ایر" رو دیدم. با مامانم. *این صحنه های دیده بوسی رو آدم روش نمیشه با بزرگترش ببینه.!(سرخی از نوع حیا)
|
|
یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387
|
|
|
|
| |
|
توجه
|
|
|
رسیتال پیانو در فرهنگسرای نیاوران. مهر ماه امسال. نوازندگان :شاگردان استاد "محمد جواد عبداللهی". منم هستم.!!! *هر کی بلیت میخواد از الان بگه. به 15 آذر موکول شد.
|
|
یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387
|
|
|
|
| |
|
التلمیذ
|
|
|
شاگرد پیانو . . . . . . . . . . . . . . . . . . می پذیرم.
|
|
شنبه بیست و سوم شهریور 1387
|
|
|
|
| |
|
تلنگر
|
|
|
ابراهیم آتش خدا ... .
|
|
جمعه بیست و دوم شهریور 1387
|
|
|
|
| |
|
سیروس
|
|
|
از ویژگی های فیلم های "سیروس مقدم" : 1.زدن رژگونه ی آجری به خانم ها. 2.فیلم برداری فرا "کلوز آپ".(جا داشته باشه تو دماغ طرف هم میرن.) 3.محیط مه آلود.(سیروس مقدم فکر کرده تو لندنه.) 4.خانه های تاریک.(دیده شده کل خانه با یک آباژور روشن است. سیروس آدم صرفه جویی ست.) 5.آمدن شر شر باران. 6.وجود شخصیت های غیر نرمال. 7.وجود یک دختر چادری که خیلی دختر خوبی ست و مادر شوهر و پدر شوهر و همه چیز شوهر!خیلی او را دوست دارند و کلا" این آدم اصلا" آدم نیست فرشته است. موارد پیشنهادی اضافه می شود.
|
|
پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387
|
|
|
|
| |
|
مستند دفاع مقدس
|
|
|
مستند دفاع مقدس... . با موسیقی فیلم brave heart ساخته وبازی "مل گیبسون" آمریکایی. ای ملت یادتون نرفته که آمریکایی ها مردم عوضی ای هستن؟ (اگه روزه نبودم بیشتر حوالشون می کردم!)
|
|
پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387
|
|
|
|
| |
|
هماهنگی
|
|
|
ولادت امام زمان بود. روی پارچه ای تولد حضرت علی رو تبریک گفته بودن. از طرف هیئت متوسلین به امام جعفر صادق. *هماهنگی رو حال کردین؟
|
|
پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387
|
|
|
|
| |
|
امان
|
|
|
این شبکه های اروپارو آدم نمی تونه با خونواده ببینه ... . به کارتوناشونم رحم ندارن!
|
|
چهارشنبه بیستم شهریور 1387
|
|
|
|
| |
|
خبر
|
|
|
خبر 22:"آمریکایی ها به جمعی از افغانی ها در شهر کابل حمله کردند که نصف بیشتر این جمعیت کودکان و زنان بودند. تصاویری که مشاهده می کنید با موبایل گرفته شده." *جای شکرش باقیه که افغانی ها با اومدن آمریکاییا فهمیدن اصلا" موبایل چیه!
|
|
چهارشنبه بیستم شهریور 1387
|
|
|
|
| |
|
خمس
|
|
|
مامان بزرگ مامانم یک قبر خریده بود 100 هزار تومان. خمسش شده بود 2 میلیون تومان.
|
|
چهارشنبه بیستم شهریور 1387
|
|
|
|
| |
|
کابوس
|
|
|
دیشب بدترین کابوس زندگیم را دیدم: ازدواج با "کامران نجف زاده".
|
|
دوشنبه هجدهم شهریور 1387
|
|
|
|
| |
|
پاییز(2)
|
|
|
صدای برگ روی پیاده رو باد می آید پاییز
|
|
یکشنبه هفدهم شهریور 1387
|
|
|
|
| |
|
پاییز
|
|
|
|
|
یکشنبه هفدهم شهریور 1387
|
|
|
|
| |
|
دیوانه
|
|
|
این دعای "ربنا..." آدم را دیوانه می کند. از آن جمله هست اذان های مرحوم "آقاتی" و "موذن زاده" .
|
|
شنبه شانزدهم شهریور 1387
|
|
|
|
| |
|
کافه پیانو
|
|
|
بی بخارترین کتابی که تا حالا خواندم... و البته افتضاح ترین.
صد رحمت به کتاب عشقی های دوران نوجوانی.
*تو ایران انگار مد است تا بعضیا میگن :"آره فلان کتاب قشنگه ..." بقیه جوگیر میشن و میخوننش ... در مورد کتاب "کافه پیانو" هم همین اتفاق افتاده .همچین خبری نیست اما همه بزرگش کردن... .
|
|
پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387
|
|
|
|
| |
|
|
|
|
مامان هروقت پشت کامپیوتر می شیند بابا از راه می رسد و می پرسد:"مامانتون کجاست؟" *مامان طلسم شده.
|
|
پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387
|
|
|
|
| |
|
|
|
|
چند روز پیش که یک فیلم از "اشتون کاچر" دیدم "دمی مور" را لعنت کردم.
|
|
پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387
|
|
|
|
| |
|
تلویزیون
|
|
|
امروز زن داییم را در تلویزیون نشان دادند و ما خیلی مشهور شدیم. *داییم از کله ی سحر زنگ زده بود.
|
|
دوشنبه یازدهم شهریور 1387
|
|
|
|
| |
|
همبرگر آماده
|
|
|
مامان:" شیوه ی درس کردن این کبابا چیه؟" خواهر:" مراقب انگشتان خود باشید."
|
|
دوشنبه یازدهم شهریور 1387
|
|
|
|
| |
|
جواب کنکور
|
|
|
مامان به خواهر:"بهاره!جوابای کنکور توی سایت www.chiz.... i میاد."
|
|
دوشنبه یازدهم شهریور 1387
|
|
|
|
| |
|
دغدغه
|
|
|
بزرگترین دغدغه ی زن ها:" غذا چی بذارم؟" *از جمله مامان خودم و چند نفر یگر.
|
|
|
|
| |
|
tell me
|
|
|
نمی دانم "بوکاچیو" اثر "دکامرون" بود یا "دکامرون" اثر "بوکاچیو"؟
|
|
|
|
| |
|
خواننده ها
|
|
|
تا حالا توجه کردین خواننده های زن ایرانی در کفرستان(شیطان بزرگ) چقدر وجه تشابه با هم دارند؟ موارد تشابه: 1.سن(همه پیرزن- چروکاشون منو یاد سگ آقای "پتی بن" میندازه ) 2.مدل و رنگ مو (همشون که یه تیکه از زلفشونو میندازن جلوی چشماشون که مثلا" چشم نازک کنن و دلبر بشن گر چه موها از پشت کچله- رنگ مو انقدر که عیان است چه حاجت به بیان است؟:طلاییییییییی!) 3.آرایش!!!!!!!(لب:صد رحمت به شتر داره-چشم:سه کیلو ریمل طوریکه شبه سوسک می شن با خط چشمایی که از پشت سر به هم وصل میشه -ابرو:کچل شده اما بازم توش مداد میکشن-سایه:رنگین کمونی-رژگونه:آجری رنگ به طور ور آمده-کرم پودر :طوری که روح ببنید) 4.از همه بدتر صدا(تورو خدا به این قسمت توجه کردین؟ اگرم نکردین بکنید صداهای همشون کپی برابر اصله!!! این "دی جی" هاشون براشون درست میکنن صد رحمت به "گوگوش" و "هایده" و"مهستی" خدا بیامرز باز اگه اونا صداشون آدمو خوف برمیداشت دلت خوش بود که مال خودشونه...) البته "نوش آفرین" و"شهره" از این قاعده مستثنی هسن!چرا؟ ج:از این دو می خوایم که بگن: شش-ش.ا.ش-شیش-شمشاد-شوشن-داداش-عشق و ... (موارد پیشنهادی اضافه می شود.) *یادم رفت به هیکلاشونم اشاره کنم!!! کانه فیل.(عربی بخوانید)
|
|
چهارشنبه ششم شهریور 1387
|
|
|
|
| |
|
تولد(2)
|
|
|
او با سیبیل های دوست داشتنی اش: "به حسن خلق و وفا کس به یار ما نرسد" بعد در حالی که پای چپش را روی زمین می زد چشمانش را می بست و تو خلسه می رفت می گفت:" بگین عزیزانم ..." ما:"مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن" دیروز تولد آقای سیبیل قشنگ آقای سلامی بود.
|
|
دوشنبه چهارم شهریور 1387
|
|
|
|
| |
|
پونصدی
|
|
|
باقیمانده ی پولم یک 500 تومانی بود.فروشنده اسکناس را با احترام صاف کرد و طرف پشتش آورد. گفت:" این طرفش خوشگل تره." خندیدم و گفتم :"بله دقیقا" همین که شما میگین."
|
|
دوشنبه چهارم شهریور 1387
|
|
|
|
| |
|
خسته نباشن
|
|
|
نمی دانم canadian pharmacy خسته نشد از بس برای ما میل زد؟
|
|
|
|
| |
|
دوئت پیانو و ویولن
|
|
|
تنها بودم. زمستان 86. 9شب. فرهنگسرای ارسباران. پسری آمد. موقع تنفس: او:"شما هم ساز می زنید؟" من:"بله ...پیانو" او:"منم ویولن 6ماه" ... (این قسمت یعنی خیلی باهام گرم گرفت.) او:"می شه با هم قدم بزنیم؟" من با چشمان گشاد:"نه خیر!!!"
|
|
|
|
| |
|
دوگانگی
|
|
|
جمعه ی پیش که از جلوی کلیسای کریمخان رد شدم ناقوس کلیسایشان را می زدند. *فکر کنم ارمنی های عزیز در اثر ممارست با مسلمانان ترجیح دادند نماز جمعه یشان را به جای یکشنبه ها به جمعه ها موکول کنند.
|
|
|
|
| |
|
فراق
|
|
|
در غم کوتاه کردن موهایمان می سوزیم و می سازیم. *عین سگ پشیمونم. راستی کسی می دونه برای چی وقتی پشیمون می شیم از سگ استفاده می کنیم؟
|
|
|
|
| |